تبليغاتX
هستی ابن عربی

هستی ابن عربی

در آراء، ادراکات و شهودات شیخ اکبر محی الدین ابن عربی است.

طب الأصحاء

بسم الله الرحمن الرحيم

ديروز اين متن را در مقدمه رسايل اخوان الصفا از قول يكي از آنان مشاهده كردم. جمله متاملانه و قابل بحثي است.  

الشريعة طب المرضى، والفلسفة طب الأصحاء والأنبياء يطبون للمرضى حتى لا يتزايد مرضهم، وحتى يزول المرض بالعافية فقط. أما الفلاسفة فإنهم يحفظون الصحة على أصحابها حتى لا يعتريهم مرض أصلاً... وإنما جمعنا بين الفلسفة والشريعة، لأن الفلسفة معترفة بالشريعة، وإن كانت الشريعة جاحدة بها، وإنما جمعنا أيضاً بينهما لأن الشريعة عامة، والفلسفة خاصة، والعامة قوامها بالخاصة.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 15:21  توسط مهدی صدفی  | 

خاکستری های زمان

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از دوستان عزیز هفته گذشته شعری سروده بود. مطلبی پیشین را که خواند٬ شعرش را بی مناسبت با آن ندید ...

                         شعر خاکستری ها ...

خاکستری را نمی خواهم

من سمفونی بی رنگی از تابلوی هزار رنگ زندگی ام

رنگها را آب میدهم به روضه ی حضور

نقشی از سایه های حقم

به خلوص اقتدا میکنم

تا به ضمیر باطل پشت کنم

خاکستری را نمیخواهم

تا وصله ای شود بر بودنم   

تا سیه فام شود هستی از من

مرزها را اگر نشناختم

واژه ای میخواهم از نور تا آسمانی شوم

آن شاعر نیستم

تا کلامم کولاژی شود از بی حرفی !

شعار فقدان حقیقت است

خواب دیده ام

مغزهای خاکستری پر شده ازککوووووکو مرغکهای شب

جایی ندارد برای شنیدن اولین بانگ صبح !

انگار که خواب رفته اند از سنگینی صدا

وبه باور بیداری گام بر میدارند

در خواب

بحث میکنند رنجورهای زمان

از غفلت خود بر ارواح چنگ میزنند

با اجسام پر شده از افیون غرور

ریسمان ها را پاره میکنند و از صخره ی پوچی میگذرند

اینان هستند خاکستری های زمان

من خاکستری را نمی خواهم

تا سرمست شوم در آینه ی هست ها

تونالیته های رنگی تااا خاکستری

تااا

سیاه

تااا

سفید

میگذرند در پی هم

آدمکهای رنگی

بیرون باید کشید از باطل خود را

..

آستان بیرنگی هماره در زلال رنگدانه هاست.

                                                                          بی رنگ ترین

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1387ساعت 12:14  توسط مهدی صدفی  |