تبليغاتX
هستی ابن عربی

هستی ابن عربی

در آراء، ادراکات و شهودات شیخ اکبر محی الدین ابن عربی است.

ترجمه رساله "وقت" و " آن" از ابن عربی

بسم الله الرحمن الرحیم

رساله الوقت و الآن

و لا حول و لا قوه الا بالله العلی العظیم و حسبنا الله و نعم الوکیل. الحمدلله ولی الحمد و مستحقه و صلی الله علی سیدنا محمد صفوته من خلقه و آله و صحبه و سلم.

بدان ای برادر _ به عنایت خداوند حمید مجید موفق و سعید باشی _  که مدار طریق اهل الله که سادات صوفیه _ رسیده به خداوند تعالی هستند _ بر نگهداری وقت و ایستادن بر حکم و مرسوم آن می باشد.

 و این «وقتی» که در اصطلاحات صوفیه آمده از امور دقیق و پیچیده ای است که نمی‌توان به دانستن آن اشاره کرد مگر برای کسی که مؤیّد به نور بصیرت قدسی و یاری رسیده به عنایت حضرت والا مقام و حقیقت الهی باشد و مراد از آن، «وقت» مرید سالک افتاده بر اشارت بسوی حق تعالی از قوس صدق عزیمت پنهانی و جاری بر نور چراغ بیداری است و یا بر نور چراغ کشف صادقی است. و این «وقت» را زوالی نیست _که مشهد باب سلوک و روشنی سالک است _ تا اینکه رسم سالک در وجود حق فانی شود، سپس او را به فنای رسم وقت به حق، محقق گرداند و اینجاست که گذشتگان از علمای الهی گفتند:

وقت همان حق است بخاطر استغراق رسم آن در حق.

و به تحقیق که حق برای ما در وقت بصورت امر بزرگی کشف شد که در جزء دوم از کتاب سر احدی ذکر کردیم و خلاصه مطللب اینکه :

وقت را مشهدی یگانه است ولی به حسب اختلاف مقامات مختلف می گردد و مقصود در اینجا ذکر ِ وقتِ مریدِ صادق است که برزخی بین جمال و جلال الهی است و این وقت باطن مرید است و بر انگیزاننده او بسوی وصف جمال و جلال بالسویه و آن این مطلب است که وقت مرید آنی از فرد احد است که اجلّ از این است که به وقت خاصی تعبیر گردد بخاطر پاکی این وقت مرید از وقت و سابقیت آن بر الهیت (چون ازلی است.) و فناء و بقا در خلق جدید سزاوار است (و وقت مرید از آن منزه است.) که اشاره بسوی گفته حق تعالی دارد که : « بل هم فی لَبس من خلق جدید»

پس مرید صادق، بخاطر وقت‌پذیری در وقت محجوب است به ایستادگی در زمان به حقوق عبودیت برای حق که (در وقت) حاضر است و آن عین آن وقت است که به وصف جمال و لطف مورد ملاحظه قرار می‌گیرد و همینطور وصف جلال و قهر (که این جمال و جلال) بالسویه هستند.

اما بودن عبد _ که وصف جمال و لطف را ملاحظه می‌کند_ بودن خاصی در عین آن زمان یگانه به وجود است. حق از او اقتضای ایستادگی به عبودیت را در آن زمان دارد که خداوند او را به خاطر همین عبودیت وجود داده است.

و بخاطر لطف حق است که آن را مشاهده می کند و مراقب و مراعات کننده آن است و حسن توجهش بسوی همان «آن» است در عین همان زمان یگانه.

و اما ملاحظه او بخاطر وصف جلال در عین آن وقت دقیق است. او از حیث ملاحظه و مراقبه‌اش (ایستادگی به عبودیت) وجود خود را سلب می کند و در عین آن وقت بوسیله عبودیت به حق باز گردد. پس همانا وجود تمامی کائنات لباسی عاریتی بر تن آنها به اختصاصی از جانب حق تعالی است و مالک لباس چون بخواهد به اندک وقتی آن لباس را برگیرد و بخاطر همین ما به تو گفتیم که وقت مرید صادق برزخ بین جمال و جلال است. او شهودی در زمان یگانه عالم برای حق تعالی بوسیله عبودیت ندارد مگر اینکه مساله جواز بین وجود و عدمش در آن وقت ملاحظه گردد و به آن قوم صوفیه اشاره کردند که :

صوفی فرزند وقتش است.

پس اوست اگر چه در آن وقت به وجود عالم بوسیله عبودیت اختصاص می‌یابد. پس اوست که به استمداد وجود، به مافوق آن وقت بر حق حکم نمی کند. هستی او در آن وقت به وجود است و اگر بخواهد در عین همان زمان وجود از او سلب می شود. پس مرید از غیر آن وقت دقیق بنا به تحقیق کور است و به حق تعالی در آن وقت دقیق می ایستد و به عبودیتی ودیعت نهاده ، بر حسب آنچه بدو اعطا شده است.

در مقام اشاره گفته پیامبر اکرم می باشد که :چون نماز گذاردی، نماز سفارش شده را بگذار.

و او کسی است که وجودی اصلا مگر بر عین وقت دقیقش متصور نیست که او در آن به تحقیق است. پس چون عبودیت مرید در مقام احسان برای او ودیعت نهاده شده اشاره به گفته رسول علیه السلام دارد که : عبودیت خداوند کن، گویی می‌بینیش. پس چون نمی‌بینیش او تو را می‌بیند.

و این مقام حضور و مراقبه است به محبت و ادب که زکاوت حاصل آورد و قصد، فلاحت است. رسم وقت در عین حق منطوی و داخل است و این صوفی است که ابن‌الوقت می‌باشد و در حدیث وارد شده که چون پرسیدند: ای رسول خدا سعادتمندترین مردم کیست؟ گفت: کسی که مقبره‌ها و آزمودنی‌ها را فراموش نمی کند و نفسش از مرگ در شمارش و فردا را از ایامش بحساب نمی آورد.

و آن عین آنچه ذکر کردیم، می‌باشد. گفته او صلی الله علیه و آله که : «فردا را بحساب ایامش نمی آورد.» اوقات دقیقه یگانه او باقی است. کسی که ملاحظه عدمش را در زمان یگانه دارد، از باب وصف جلال است و نبی(ص) برای این ایام را ذکر کرد که طریقی جاری بر زبان عامه است. مشرب کلام جامع، از حیث عمومیت به ایشان (عامه) و صاحب حاجت را از حیث خصوصیت  بهره می‌رساند.

و این در کلام الهی و در کلام رسول(ص) شیوع دارد. پس حاجت نزد ایشان (اهل خاص) جز در ایام رب واقع نمی‌شود که ماههای الهی در متعلقاتش است بخاطر اینکه ایشان سر الهی را در مخلوقات مطالعه می‌کنند و فعل و انفعال قدرت را در زمانی یگانه فرض می‌کنند. پس نزد ایشان از عبارت محمدی چیزی جز مطابقت با معنای الهی واقع نمی‌شود.

و اما عامه لفظ را از حیث عمومش اخذ کردند و از این حیث مشربش برای ایشان نمودار شد بخاطر وسعت رحمت الهی که برای ایشان فرستاده شده که اشاره دارد به گفته الهی که : « وما ارسلناک الا رحمه للعالمین»

 پس ای برادر موفق و سعید بدان که هر وقتی که بدان اشاره شد پاس بداری.

«بل هم فی لبس من خلق جدید» پس سرٌ کلش در حفظ وقت است و قیام به حکم و مرسوم آن و این نکته کوچک، جلیل القدر است.

والله یقول الحق و هو یهدی السبیل و الحمدلله وحده و صلی الله علی سیدنا و علی آله و صحبه بعده و علی اتباعه و جنده و سلم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت 20:21  توسط مهدی صدفی  |