تبليغاتX
هستی ابن عربی

هستی ابن عربی

در آراء، ادراکات و شهودات شیخ اکبر محی الدین ابن عربی است.

شب قدر (1)

بسم الله الرحمن الرحیم 

شیخ اکبر محیی الدین در باب هفتاد و یکم فتوحات مکیه (باب روزه) می گوید: 

« و چون بنده با خداوند در این زمان خاص (دهه آخر رمضان) – با حال خاص الهی – مناجات کند، سزاوار است که با او حضور تام داشته باشد، به طوری که به جمعیتش، ملتفت به غیر او نشود، لذا با او، در هر حرکتی که از وی سر می زند و هر سکونی، "حسی" مناجات می کند یعنی از آن حیث که او باطن است و "معنوی" مناجات می کند یعنی از آن حیث که او ظاهر است. زیرا حس ظاهر است و معنی باطن. پس معنی جز در حضور ظاهر نمی‌ایستد، چون اگر معنی (که باطنی است) در حضور باطن بایستد – و معنی باطن حرفی است که محسوس حس است – در آن صورت قیام شیء در حضور خودش است (یعنی قیام باطن در حضور باطن و ظاهر در حضور ظاهر) و حال که شیء در حضور خودش نمی ایستد. چون برای استفاده می ایستد و شیء از خودش استفاده‌ای نمی برد.... 

 

عطایای اسم "الظاهر" و اسم "الباطن"

از این رو ظاهر بنده را قرار دادیم که اسم "باطن" را مناجات کند و باطن بنده، اسم "ظاهر" را مناجات کند و در حضورش بایستد و ایستادنی مفید بدو ببخشد و چون دیدی آنچه مورد استفاده در قیامش برای اوست از خرق عادتی که به حس ادراک می شود و به نام کرامات اولیا و معجزات انبیاء و رسولان الهی علیهم السلام نامیده می‌شود استفاده کرد، آن عطاها اسم "الظاهر" می باشد و چون دیدی علوم و حکمت‌هایی که خردها در آن حیران و سرگشته می‌شوند و آنها یا رد می‌کنند و یا می‌پذیرند - یعنی آنچه به قوه مفکره ادراک می کنند - استفاده کرد تمامی آنها عطایای اسم "الباطن" می‌باشد....

 

"قائم" و "نائم" کیست؟

پس از آنکه (مرید) در حضور خداوند متعال بدین معرفت می‌ایستد، او "قائم" است و اگر "نائم=خواب" است او جز بدو نمی‌خوابد و (در حقیقت) آن کس که در حضور او بدین معرفت نمی‌ایستد، او "نائم" است – اگر چه "قائم" باشد – پس در قلبت مراقب او باش، زیرا اوست که در آنجاست و فرایش گرفته، همانگونه که مراقب توست، زیرا تو مواقع آثار او را در خودت و در غیر خودت جز بواسطه مراقبه نخواهی دانست.

 

قیام برای "لیلة القدر" و قیام برای "رمضان"

حال بدان! قائمان در ماه رمضان، در قیامشان بر دو خاطرند: برخی‌شان قائمان برای رمضانند و برخی قائمان برای لیلة القدراند که از هزار ماه بهتر است و مردمان در آن برخلاف می باشند و قائم در آن - برای رمضان – حالش به زیادی و کاستی تغییر نمی کند و قائم به لیلة القدر بر او حال به حسب اعتقادش در آن تغییر می‌نماید.

 

اختلاف نظر مردمان در لیلة القدر

مردمان در لیلة القدر اختلاف دارند - یعنی در زمانش - برخی از آنان قائلند که در تمام سال می‌گردد، و من هم به همین قائلم، زیرا من آن را در شعبان و در ربیع و ماه رمضان دیدم و بیشتر آن را در رمضان و در دهه آخر دیدم و یک‌بار هم در دهه دوم از رمضان در غیر شب وتر و نیز در وتر(شبهای فرد) از آن دیدم، من یقین دارم که آن در سال می گردد یعنی در وتر و شفع (زوج) از ماهی که تو در آن می‌بینی.

 

لیلة القدر خیر من الف شهر

پس هر کس رمضان را برای لیلة القدر قیام داشته باشد، او برای نفس خودش قیام داشته، اگر چه قیامش برای ترغیب حق برای درخواست آن می باشد و آن کس که برای اسمی که آن را رمضان یا غیر رمضان اقامه داشته، قیام داشته باشد قیامش برای خداست نه برای نفس خود، و این تمام تر و کامل تر می باشد و همگی شرع است. ...

بدان که اگر انسان با شب قدر برخورد کند آن شب برایش – در آنچه که خداوند بدان شب براو نعمت می بخشد – از هزار ماه بهتر است، اگر چه جز در هزار ماه یک شب بیشتر نباشد، تا چه رسد که در هر دوازده ماه در هر سال باشد؟ این معنای عجیب و شگفتی است که گوشهایتان جز در این نص ( لیلة القدر خیر من الف شهر) برخورد نکرده است سپس این شب فراگیر معنای دیگری نیز می باشد و آن اینکه از هزار ماه بهتر است – بدون هیچ محدودیتی – و اگر زائد بر هزار ماه باشد، آن غیر محدود است و معلوم نیست که چه موقع تمام می شود، پس خداوند آن را قرار نداده که با هزار ماه مقاومت کند؛ بلکه آن را بهتر از آن قرار داده، یعنی افضل از آن بدون هیچ محدودیتی ... مانند کسی که از عمر طبیعی گذر کند و در عمر مجهول افتد اگر چه از مردن ناگزیر است....

 

تقدیر در شب است

خداوند شب را به قدر اضافه نمود نه روز زیرا شب شبیه غیب است و تقدیر جز غیب نمی‌باشد، زیرا در نفس انسان است در حالیکه روز اقتضای ظهور دارد، پس اگر تقدیر در روز بود حکم در غیر محل و مناسب خودش ظاهر می‌گشت. زیرا فعل در ظاهر، جز بر آن صورتی که در درون و نفس است ظاهر نمی‌شود، بنابراین فعل از غیب به شهادت، نسبت به خدا خارج می شود و از عدم به وجود، نسبت به خلق خارج می شود. پس آن شبی است که در آن هر کار محکم و استواری امتیاز می یابد.» 

 

طلب لیلةالقدر و استقبال آن ...

علائم لیلةالقدر و چگونگی خورشید در صبح آن شب ...

ادامه دارد ...

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت 23:2  توسط مهدی صدفی  |