طریق درک معارف شیخ اکبر ابن عربی
در این موضع دو امر باید توضیح داده شود:
اول اینکه معارف ابن عربی چون بطور مستقیم از حق تعالی گرفته شده نه بر پایه استدلال فلسفی زیاد همگون بنظر نمی رسد. او بسیاری از معارف اصیل و پایه ای خود را طوری می بیند که عقل آن را محال می دارد. البته وقتی سخن می گوید گویی قابل درک است ولی پی بردن به ذات سخنان او و هماهنگی میان آنها و یک پارچه کردن آن کار عقل نیست. همانطور که او بارها می گوید که درک عقل از آن ممکن نیست. (ینبو الفهم و یاباه العقل) پس برای رسیدن به فهم مطالب او با مراجعه به کتب و آمیزش با آنها می توان به اندکی از آن دست یافت.
دوم اینکه باید اول اصطلاحات مخصوص به او که سابقه در شرع و قرآن و حکمت دارد٬ درک شود. چون بکرات از آن اصطلاحات استفاده می کند. اصطلاحاتی همچون نفس رحمانی و اعیان ثابته که فقط در عرفان می باشد. البته باید آنچه در فلسفه نیز از جوهر و عرض و دیگر اصطلاحات می باشد درک گردد. برای این منظور چند کتاب کلیدی برای شروع به ترتیب زیر معرفی می گردد:
۱. کتابی ساده در زمینه فلسفه برای درک کلیت فلسفه الهی. کتاب بدایه الحکمه علامه طباطبایی و یا آموزش فلسفه های موجود نکوست.(البته بعضی از دوستان در همینجا می مانند که بهتر که بمانند.)
۲. کتاب های کوچک در عرفان نظری که توصیه می شود از جزوات اساتید یا کتاب اصطلاحات الصوفیه عبدالرزاق و چنین گفت ابن عربی نصر حامد ابوزید استفاده گردد. البته اگر بتوان نوارهای عرفان نظری یا کتب آسان در این زمینه خوانده شود نیکوست. البته خواندن اشعار عرفانی حافظ و مولوی نیز در این مرحله و چه بسا قبل از مرحله اول شایسته باشد که فرض شده این قسمت تا حدودی تحصیل شده است.
نکته: بسیاری از دوستان در دو مرحله اول می مانند و گذر نمی کنند.
۳.کتاب المعرفه ابن عربی(زبان عربی) این کتاب در بیروت چاپ شده و بسیاری از اصطلاحات و نظرات ابن عربی بصورت خلاصه آمده است. رسایل ابن عربی (زبان فارسی). . ترجمه کتاب التدبیرات الالهیه (قاسم انصاری).
۴. فتوحات مکیه که ترجمه شده است. این کتاب بسیاری از اصطلاحات بارها با مثالهای جالب آمده است که پیدا کردن در آن کتاب مشکل می نماید.
۵. کتاب التجلیات و المسایل و فصوص الحکم هم باعث تثبیت معارف می شود.
البته درک عرفان ابن عربی بسادگی ممکن نیست و امکان دارد بعد از چند سال خواندن درک گردد. البته به علت ویژگی خاص نظرات او زمینه درک نادرست نیز فراهم است. اما آنکه با دلی صاف در پی درک معارف الهی باشد بدانها بقدر استعداد نایل خواهد شد ان شاء الله.
(این مطلب را حدود ۱.۵ سال گذشته نوشته بودم. جالب اینجا بود اینک که بدان نظر می افکنم می بینم توصیه بنده در مورد چینش خواندن کتب او دستخوش تغییر شده و در یکجا اصلا شک کردم چطور تقدم و تاخر را درست لحاظ نکردم و اینک آنها را تصحیح کردم. الحمدالله الذی یقلب القلوب فی کل حال. نمی دانم چه حالت معنایی است که می خواهد مرا وادارد که برای این "حال" یک "الف" و "لام" بگذارم.)
مطلبی گذشته در همین موضوع نوشته بودم که خالی از لطف نیست. (+)